هیاهوی بسیار برای هیچ
ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢۳ 

نمی خوام ایه یاس بخونم یا اینکه از اتفاقاتی که افتاده بگم چون همه میدونیم که چی شده ،

تمام خانواده ی من که مخالف سر سخت رژیم بودن رفتن رای دادن حالا امروز به وضوح میتونی موج ناامیدی رو توی چشماشون ببینی در صورتی که من از قبل پیش بینی یه هم چین چیزی رو کرده بودم ،البته من خودم هم رفتم رای دادم! ،ولی یه چیزی که هست اینه که تو ایران امکان داره هر اتفاقی بیفته جز اون چیزی رو که تو فکرشو میکنی ؛

بارها گفتم که سیاست تو ایران به یکی از پیچیده ترین اَشکالش تو دنیا تبدیل شده و البته بسیار سیاه و کثیف؛ چون نگاهش به مردم از بالاست ،

و باز هم بارها گفتم که دموکراسی رو نمیشه به یه جامعه ای  تحمیل کرد, چون ذاتش اینه یعنی باید همه بخوان تا بیاد ،

یه مسئله هم اینه که هی میگن رنسانس در راهه ،ولی توجه داشته باشید که در در قرون وسطی زمانی رنسانس آمد که قرون وسطی تموم شده بود ،یعنی این نیست که بگی خوب رنسانس باید بیاد تا قرون وسطی تموم بشه ,نه باید این دوران قرون وسطی تموم بشه تا جامعه اماده پذیرش آغازی دوباره باشه .( امیدوارم فهمیده باشین!! (و من فکر میکنم که این یه کمی بیشتر از اون چیزی طول بکشه که ما فکر میکنیم ، به هر حال به ما که نمیرسه*  شاید نوادگان ما!!!) )

به هر حال خودتونم خوب میدونید که این نتیجه عوض بشو نیست پس بهتره که صبور باشیم ،

یادم میاد که قبل از انتخابات میگفتن که باید چشم هاتون را باز کنید که انتخاب درستی داشته باشید و ...

اما من حالا میگم که چشماتون رو کامل ببندید چون چهار ساله سختی رو در پیش خواهید داشت (مخصوصا عزیزان هنرمند که اقای احمدی گفته من حالا حالاها باهاشون کار دارم !)

 پ ن*:دارم کارامو جور میکنم که طی یکی دو سال آینده از ایران برم ،مقصد زیاد مهم نیست.


کلمات کلیدی: برای هیچ